عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
15
كشف الحقايق ( فارسى )
قديم را بيش روا ندارند و در ذات قديم كثرت و اجزاء نگويند و او را احد حقيقى دانند بجمله جهات و بجمله اعتبارات يعنى يك قديم گويند و آن قديم را عالم بذات و قادر وحى بذات دانند و مانند اين نه عالم بعلم و قادر به قدرت و حى بحيات كه اينچنين « قدما » لازم مىآيند يعنى او را صفات و صفات احوال است صفات ذات او قديمست و غير ذات او نيست و صفات افعال حادث و غير ذات اوست و قايم بذات او نيست و معنى عدل آنست كه او را عادل دانند و ظالم نگويند يعنى خالق قبايح و معاصى و شرور نگويند و خالق افعال عباد ندانند و بنده را خالق افعال خود گويند به اختيار و رسول برگزيده و فرستاده و خليفه خداست و امام برگزيده و فرستاده و خليفه رسول است و ارسال رسول بر خدا واجبست و نصب امام هم بر رسول واجب و ايشان اجلال ( كذا ظاهرا اخلال ) واجب نكنند و مقصود از اين سخن آنست كه بدانند كه بر خداوند واجبست كه يكى از بندگان برگزيند و به رسالت به بندگان فرستد تا بندگان وى را از راه مستقيم خبر كند و آن خبركننده معصوم باشد از صغاير و كبائر تا قول وى حجت باشد و معنى نصب امام آنست كه بدانند كه بر رسول واجبست كه يكى از امتان خود به خلافت برگزيند تا بعد از وى بجاى وى باشد و اين خليفه هم معصوم باشد از صغاير و كبائر تا قول وى حجت باشد و بر اين خليفه هم واجبست كه يكى به خلافت خود برگزيند تا هرگز روى زمين از امام خالى نباشد كه بقياس و رأى و اجتهاد خود حكمى در شريعت زياده كردن روا نيست و اجماع امت حجت نيست مگر كه در آن ميان معصومى باشد و محمد رسول الله ( ص ) على را برگزيد و وصى و خليفه خود گردانيد و على بعد از محمد رسول الله ( ص ) از جمله انبياء و رسولان بهتر است و باقى ائمه كه فرزندان ويند هم چنيناند كه اول ائمه همچون آخر است و آخر همچون اول . اينست تمامى سخن شيخ ابو جعفر طوسى كه گفته شد .